ابراهيم عاملي ( موثق )
282
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَاغْفِرْ لأَبِي إِنَّه كانَ مِنَ الضَّالِّينَ » باز به فقر نفس خود نگرستى عرضه اى تنگ ديدى و عقبه اى خطرناك ، به زبان قبض در حالت خوف گفتى « و اجنبنى و بنىّ . . . » اين است قاعده ى خوف و رجا اهل شريعت را و قبض و بسط اهل حقيقت را . و هم از گفته ى كشف الاسرار است كه ابن عطا گفت : پس از ساختن كعبه چون ابراهيم گفت « تقبّل منّا » سرزنش شد كه اين دستور ما و توفيق ما بود ، تو چه كاره اى ، از اين جهت گفت « و اجنبنى و بنىّ . . . » يعنى خود بينى و كارى از خود دانستن براى من و فرزندانم كه پيغمبر هستم چون بت پرستى است تو ما را از آن نگاهدار . « وَمَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » 36 ابو الفتوح نوشته است : تأويل بر دو وجه بود : امّا آنكه عصيان او بكفر و عبادت اصنام باشد آنگه اين مشروط باشد بتوبه ، يعنى تو بيامرزى و رحمت كنى چون توبه كند كه تو آمرزنده و بخشاينده اى . و وجه ديگر آنكه عصيان را حمل كنند بر دون كفر و گويند مراد آن است كه هر كه به من ايمان آرد آنگه نافرمانى كند مرا به آنچه دون كفر باشد ، تو خداى او را بيامرزى . « عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ » 37 مجمع : يك معنى اين كلمات اين است : پهلوى خانه محترم تو كه دو قبيله ى طسم و جديس « 1 » آن را خراب كردند . چون پيش از ابراهيم كعبه بوده است و دو قبيله به اين نام آن را خراب كردند . فخر : براى اين كلمات چند معنى گفتهاند : 1 - آنجا كه خداوند حرام كرده است تعرّض به آن جا و اخلال بآسايش و نظم هر كه و هر چه آنجا هست 2 - از دوران قديم سرزمينى بوده است كه گردنكشان و جبابره رعايت ميكردهاند ، و متعرّض آنجا نميشدهاند مثل اينكه حرام است و احتراز از تجاوز به آن جا لازم است . 3 - خداوند آنجا را لازم الاحترام قرار داده است ، 4 - محترم و مصون از وصول طوفان نوح بوده است و آب آن را فرا نگرفته است . 5 - آنكه آنجا مىرود چيزهائى بر خود حرام كند و دست به آن كارها نبرد كه همان وظائف مدّت احرام
--> ( 1 ) نام دو قبيله از قبائل عرب است كه در زمانهاى قديم در مكه سكنى داشتند . ( مصحح )